سایت بنیاد علمی علوم انسانی
سایت بنیاد علمی علوم انسانی

سایت بنیاد علمی علوم انسانی

مقاله گذار از معلم‌محوری به دانش‌آموزمحوری با تأکید بر نقش هوش مصنوعی در تحول روش‌های تدریس (نام نویسنده: زینب تیرانداز)

گذار از معلم‌محوری به دانش‌آموزمحوری با تأکید بر نقش هوش مصنوعی در تحول روش‌های تدریس

زینب تیرانداز

 اداره آموزش و پرورش گیلانغرب، کرمانشاه، ایران

چکیده

 

تحولات گسترده آموزشی در دهه‌های اخیر، ضرورت بازاندیشی در رویکردهای سنتی تدریس را بیش از پیش آشکار ساخته است. رویکرد معلم‌محور که سال‌ها الگوی غالب در نظام‌های آموزشی بوده، با وجود کارکردهای تاریخی خود، در پاسخ‌گویی به نیازهای یادگیرندگان عصر حاضر با محدودیت‌های اساسی مواجه است. در مقابل، رویکرد دانش‌آموزمحور با تأکید بر مشارکت فعال یادگیرنده، یادگیری معنادار و توجه به تفاوت‌های فردی، به‌عنوان الگویی کارآمد در آموزش معاصر مطرح شده است. هم‌زمان با این تغییر رویکرد، پیشرفت‌های سریع در حوزه هوش مصنوعی فرصت‌های نوینی را برای تحول روش‌های تدریس فراهم کرده است. هدف این مقاله، تحلیل گذار از رویکرد معلم‌محور به دانش‌آموزمحور با تأکید بر نقش هوش مصنوعی در تحول فرایندهای یاددهییادگیری است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفیتحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی انجام شده و تلاش دارد با بررسی مبانی نظری، مقایسه رویکردهای آموزشی و تحلیل کارکردهای هوش مصنوعی، ابعاد مختلف این تحول آموزشی را تبیین کند. یافته‌های تحلیلی مقاله نشان می‌دهد که هوش مصنوعی می‌تواند با پشتیبانی از یادگیری شخصی‌سازی‌شده، ارائه بازخورد هوشمند و تقویت یادگیری فعال، زمینه ایفای نقش فعال‌تر دانش‌آموزان را فراهم سازد و نقش معلم را به‌عنوان تسهیل‌گر یادگیری ارتقا دهد. در نهایت، نتایج مقاله حاکی از آن است که هوش مصنوعی به‌عنوان ابزاری تکمیلی، در صورت استفاده آگاهانه و در چارچوب اهداف تربیتی، می‌تواند نقش مؤثری در تحقق آموزش دانش‌آموزمحور و ارتقای کیفیت یادگیری ایفا کند.

واژه‌های کلیدی:معلم‌محوری، دانش‌آموزمحوری، هوش مصنوعی، روش‌های تدریس، یادگیری فعال



این مقاله در هفتمین همایش پژوهش های علمی علوم اسلامی و انسانی در عصر نویـــن  پذیرش قطعی قرار گرفته است. فایل کامل مقاله به زودی در همین پست قرار خواهد گرفت

حامیان و همکاران همایش

مقاله همایشی با عنوان برنامه درسی ملی در ترازوی عمل: از انتظارات تا واقعیت‌های مدرسه ، نویسنده مهناز نادری و شهناز بوچانی

برنامه درسی ملی در ترازوی عمل: از انتظارات تا واقعیت‌های مدرسه

 

مهناز نادری

 اداره آموزش و پرورش دالاهو، اسلام آباد غرب، کرمانشاه، ایران

شهناز بوچانی

 اداره آموزش و پرورش دالاهو، اسلام آباد غرب، کرمانشاه، ایران

چکیده

  برنامه درسی ملی به‌عنوان مهم‌ترین سند راهبردی آموزش‌وپرورش، نقشی بنیادین در تحقق اهداف تربیتی و ارتقای کیفیت یادگیری دارد. این برنامه در ایران با هدف ایجاد انسجام در نظام آموزشی، پرورش همه‌جانبه دانش‌آموزان و هم‌سویی آموزش با نیازهای فرهنگی، اجتماعی و علمی جامعه تدوین شده است. بااین‌حال، واقعیت‌های موجود در مدارس ابتدایی نشان می‌دهد که میان اهداف آرمانی این برنامه و وضعیت واقعی کلاس‌های درس شکافی معنادار وجود دارد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفیتحلیلی، به بررسی ابعاد این شکاف و چالش‌های اجرای برنامه درسی ملی در مدارس ابتدایی ایران پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که موانعی همچون تمرکزگرایی در سیاست‌گذاری، کمبود منابع آموزشی، تراکم بالای کلاس‌ها، ضعف نظام پشتیبانی حرفه‌ای برای معلمان، و فشارهای فرهنگی و اجتماعی خانواده‌ها موجب شده‌اند که بخش قابل‌توجهی از اهداف برنامه، به‌ویژه در حوزه‌های مهارت‌آموزی، تفکر انتقادی و یادگیری مشارکتی، در عمل تحقق نیابد. در نتیجه، آموزش در بسیاری از مدارس همچنان بر محفوظات و آزمون‌محوری متمرکز است و زمینه پرورش خلاقیت، مسئولیت‌پذیری و مهارت‌های زندگی در دانش‌آموزان به‌طور محدود فراهم می‌شود. این شکاف پیامدهایی چون کاهش کیفیت یادگیری، فرسودگی شغلی معلمان و تضعیف عدالت آموزشی را در پی دارد. برای کاهش این فاصله، مقاله بر چهار محور کلیدی تأکید می‌کند: تقویت توانمندی و انگیزه معلمان، بومی‌سازی محتوا و روش‌های تدریس، افزایش مشارکت خانواده‌ها و جامعه محلی، و بهبود زیرساخت‌ها و منابع آموزشی مدارس. نتیجه‌گیری پژوهش بیانگر آن است که تحقق واقعی برنامه درسی ملی تنها با توجه به واقعیت‌های مدرسه و فراهم‌سازی شرایط اجرایی مناسب امکان‌پذیر است.


واژه‌های کلیدی: برنامه درسی ملی، مدارس ابتدایی، شکاف اجرا، کیفیت آموزش، عدالت آموزشی



این مقاله در هفتمین همایش پژوهش های علمی علوم اسلامی و انسانی در عصر نویـــن  پذیرش قطعی قرار گرفته است. فایل کامل مقاله به زودی در همین پست قرار خواهد گرفت

حامیان و همکاران همایش