
تأثیر تفاوت زیرساختهای دیجیتال بر توانایی دانشآموزان در یادگیری خودمحور و مستقل
شهناز بوچانی
مهناز نادری
چکیده
گسترش فناوریهای دیجیتال در دهههای اخیر، فرایندهای یاددهی–یادگیری را بهطور بنیادین دگرگون کرده و یادگیری خودمحور را به یکی از اهداف مهم آموزش معاصر تبدیل نموده است. با این حال، تفاوت در زیرساختهای دیجیتال موجب شده است که همه دانشآموزان از فرصتهای برابر برای تحقق یادگیری خودمحور برخوردار نباشند. هدف این مقاله، تحلیل توصیفی–نظری تأثیر تفاوت زیرساختهای دیجیتال بر توانایی دانشآموزان در یادگیری خودمحور و مستقل است. بدین منظور، با اتکا به مبانی نظری یادگیری، مفهوم شکاف دیجیتال و نقش محیطهای یادگیری دیجیتال، ابعاد مختلف این مسئله مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای نظری نشان میدهد که دسترسی پایدار به اینترنت، ابزارهای دیجیتال و منابع آموزشی باکیفیت، نقش مهمی در تقویت استقلال یادگیری، خودتنظیمی و عاملیت یادگیرنده دارد، در حالی که محدودیتهای زیرساختی میتواند به وابستگی بیشتر به معلم، کاهش انگیزش و خودکارآمدی و شکلگیری تجربههای یادگیری نابرابر منجر شود. همچنین، آموزش مجازی در صورت نبود سیاستهای عدالتمحور، میتواند نابرابریهای پنهان آموزشی را تشدید کند. نتایج مقاله بر ضرورت توجه همزمان به توسعه عادلانه زیرساختهای دیجیتال و نقش مدرسه و معلم در حمایت از یادگیری خودمحور دانشآموزان تأکید دارد.
واژههای کلیدی: یادگیری خودمحور، زیرساختهای دیجیتال، شکاف دیجیتال، یادگیری مستقل، عدالت آموزشی

این مقاله در هفتمین همایش پژوهش های علمی علوم اسلامی و انسانی در عصر نویـــن پذیرش قطعی قرار گرفته است. فایل کامل مقاله به زودی در همین پست قرار خواهد گرفت

حامیان و همکاران همایش


بررسی نقش مشاوره و آموزش والدین در افزایش اثربخشی حمایت خانوادگی بر موفقیت تحصیلی و سلامت روان
آذر مهتابی
لیلی شیری گیلانی
فرزانه مرادی بصام
چکیده
خانواده بهعنوان یکی از بنیادیترین نهادهای اجتماعی، نقش مهمی در شکلگیری موفقیت تحصیلی و سلامت روان کودکان و نوجوانان ایفا میکند. حمایت خانوادگی، بهویژه در ابعاد عاطفی و آموزشی، میتواند زمینهساز رشد شناختی، هیجانی و تحصیلی فرزندان باشد. با این حال، اثربخشی این حمایت تا حد زیادی به میزان آگاهی، نگرش و مهارتهای والدین وابسته است. هدف مقاله حاضر، بررسی نقش مشاوره و آموزش والدین در افزایش اثربخشی حمایت خانوادگی و پیامدهای آن بر موفقیت تحصیلی و سلامت روان دانشآموزان است. این مطالعه با رویکردی توصیفی–تحلیلی و بر پایه مرور و تحلیل منابع معتبر فارسی و انگلیسی انجام شده است. یافتههای تحلیلی نشان میدهد که مشاوره والدین از طریق بهبود تعاملات خانوادگی، کاهش تعارضات و ارتقای حمایت عاطفی، نقش مؤثری در تقویت سلامت روان فرزندان ایفا میکند. همچنین آموزش والدین با افزایش آگاهی و مهارتهای فرزندپروری، موجب ارتقای حمایت تحصیلی، افزایش انگیزش آموزشی و پیشگیری از مشکلات روانشناختی میشود. نتایج حاکی از آن است که تعامل و همافزایی مشاوره و آموزش والدین میتواند به شکلگیری خانوادهای حمایتگر و توانمند منجر شود و پیامدهای مثبت و پایداری بر عملکرد تحصیلی و هیجانی دانشآموزان داشته باشد. بر این اساس، توجه نظاممند به برنامههای والدینمحور در نظام آموزشی و مراکز مشاوره ضروری به نظر میرسد.
واژگان کلیدی: حمایت خانوادگی، مشاوره والدین، آموزش والدین، موفقیت تحصیلی، سلامت روان

این مقاله در هفتمین همایش پژوهش های علمی علوم اسلامی و انسانی در عصر نویـــن پذیرش قطعی قرار گرفته است. فایل کامل مقاله به زودی در همین پست قرار خواهد گرفت

حامیان و همکاران همایش


بررسی اثر آموزش مجازی بر یادگیری دانشآموزان از دیدگاه انگیزش تحصیلی
لیلی شیری گیلانی
اداره آموزش و پرورش اسلام آباد غرب، کرمانشاه، ایران
فرزانه مرادی بصام
اداره آموزش و پرورش اسلام آباد غرب، کرمانشاه، ایران
آذر مهتابی
اداره آموزش و پرورش اسلام آباد غرب، کرمانشاه، ایران
چکیده
آموزش مجازی بهعنوان یکی از رویکردهای نوین آموزشی، طی سالهای اخیر جایگاه ویژهای در نظامهای آموزشی یافته و نقش مهمی در تداوم فرایند یاددهی–یادگیری ایفا کرده است. با وجود مزایای متعدد این شیوه آموزشی، پیامدهای روانشناختی آن، بهویژه در حوزه انگیزش تحصیلی دانشآموزان، نیازمند بررسی دقیق و عمیق است. انگیزه یادگیری یکی از عوامل کلیدی در موفقیت تحصیلی دانشآموزان به شمار میرود و تغییر بستر آموزش از حضوری به مجازی میتواند ساختار انگیزشی یادگیری را بهگونهای متفاوت تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل اثر آموزش مجازی بر انگیزه یادگیری دانشآموزان از دیدگاه انگیزش تحصیلی است. این پژوهش با رویکردی توصیفی–تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانهای انجام شده است. در این راستا، با مرور و تحلیل منابع علمی فارسی و لاتین، مفاهیم آموزش مجازی، انگیزه یادگیری و نظریههای مهم انگیزش تحصیلی تبیین شده و سپس تأثیر آموزش مجازی بر انگیزه درونی و بیرونی دانشآموزان مورد واکاوی قرار گرفته است. یافتههای تحلیلی نشان میدهد که آموزش مجازی میتواند در صورت طراحی آموزشی مناسب، از طریق افزایش خودمختاری یادگیرنده، ارائه بازخوردهای سازنده و ایجاد تعامل آموزشی، به تقویت انگیزش تحصیلی دانشآموزان منجر شود. در مقابل، ضعف در تعامل، یکنواختی محتوا و تمرکز افراطی بر ارزشیابیهای نمرهمحور میتواند موجب کاهش انگیزه یادگیری گردد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که موفقیت آموزش مجازی مستلزم توجه همزمان به ابعاد شناختی و انگیزشی یادگیری است. بر این اساس، طراحی محیطهای یادگیری مجازی با رویکرد انگیزهبخش و تقویت نقش حمایتی معلم، میتواند به بهبود کیفیت آموزش و ارتقای انگیزه یادگیری دانشآموزان کمک کند.
واژگان کلیدی:آموزش مجازی، انگیزه یادگیری، انگیزش تحصیلی، دانشآموزان، آموزش الکترونیکی

این مقاله در هفتمین همایش پژوهش های علمی علوم اسلامی و انسانی در عصر نویـــن پذیرش قطعی قرار گرفته است. فایل کامل مقاله به زودی در همین پست قرار خواهد گرفت

حامیان و همکاران همایش


گذار از معلممحوری به دانشآموزمحوری با تأکید بر نقش هوش مصنوعی در تحول روشهای تدریس
زینب تیرانداز
اداره آموزش و پرورش گیلانغرب، کرمانشاه، ایران
چکیده
تحولات گسترده آموزشی در دهههای اخیر، ضرورت بازاندیشی در رویکردهای سنتی تدریس را بیش از پیش آشکار ساخته است. رویکرد معلممحور که سالها الگوی غالب در نظامهای آموزشی بوده، با وجود کارکردهای تاریخی خود، در پاسخگویی به نیازهای یادگیرندگان عصر حاضر با محدودیتهای اساسی مواجه است. در مقابل، رویکرد دانشآموزمحور با تأکید بر مشارکت فعال یادگیرنده، یادگیری معنادار و توجه به تفاوتهای فردی، بهعنوان الگویی کارآمد در آموزش معاصر مطرح شده است. همزمان با این تغییر رویکرد، پیشرفتهای سریع در حوزه هوش مصنوعی فرصتهای نوینی را برای تحول روشهای تدریس فراهم کرده است. هدف این مقاله، تحلیل گذار از رویکرد معلممحور به دانشآموزمحور با تأکید بر نقش هوش مصنوعی در تحول فرایندهای یاددهی–یادگیری است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی انجام شده و تلاش دارد با بررسی مبانی نظری، مقایسه رویکردهای آموزشی و تحلیل کارکردهای هوش مصنوعی، ابعاد مختلف این تحول آموزشی را تبیین کند. یافتههای تحلیلی مقاله نشان میدهد که هوش مصنوعی میتواند با پشتیبانی از یادگیری شخصیسازیشده، ارائه بازخورد هوشمند و تقویت یادگیری فعال، زمینه ایفای نقش فعالتر دانشآموزان را فراهم سازد و نقش معلم را بهعنوان تسهیلگر یادگیری ارتقا دهد. در نهایت، نتایج مقاله حاکی از آن است که هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری تکمیلی، در صورت استفاده آگاهانه و در چارچوب اهداف تربیتی، میتواند نقش مؤثری در تحقق آموزش دانشآموزمحور و ارتقای کیفیت یادگیری ایفا کند.
واژههای کلیدی:معلممحوری، دانشآموزمحوری، هوش مصنوعی، روشهای تدریس، یادگیری فعال

این مقاله در هفتمین همایش پژوهش های علمی علوم اسلامی و انسانی در عصر نویـــن پذیرش قطعی قرار گرفته است. فایل کامل مقاله به زودی در همین پست قرار خواهد گرفت

حامیان و همکاران همایش


برنامه درسی ملی در ترازوی عمل: از انتظارات تا واقعیتهای مدرسه
مهناز نادری
اداره آموزش و پرورش دالاهو، اسلام آباد غرب، کرمانشاه، ایران
شهناز بوچانی
اداره آموزش و پرورش دالاهو، اسلام آباد غرب، کرمانشاه، ایران
چکیده
برنامه درسی ملی بهعنوان مهمترین سند راهبردی آموزشوپرورش، نقشی بنیادین در تحقق اهداف تربیتی و ارتقای کیفیت یادگیری دارد. این برنامه در ایران با هدف ایجاد انسجام در نظام آموزشی، پرورش همهجانبه دانشآموزان و همسویی آموزش با نیازهای فرهنگی، اجتماعی و علمی جامعه تدوین شده است. بااینحال، واقعیتهای موجود در مدارس ابتدایی نشان میدهد که میان اهداف آرمانی این برنامه و وضعیت واقعی کلاسهای درس شکافی معنادار وجود دارد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی، به بررسی ابعاد این شکاف و چالشهای اجرای برنامه درسی ملی در مدارس ابتدایی ایران پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که موانعی همچون تمرکزگرایی در سیاستگذاری، کمبود منابع آموزشی، تراکم بالای کلاسها، ضعف نظام پشتیبانی حرفهای برای معلمان، و فشارهای فرهنگی و اجتماعی خانوادهها موجب شدهاند که بخش قابلتوجهی از اهداف برنامه، بهویژه در حوزههای مهارتآموزی، تفکر انتقادی و یادگیری مشارکتی، در عمل تحقق نیابد. در نتیجه، آموزش در بسیاری از مدارس همچنان بر محفوظات و آزمونمحوری متمرکز است و زمینه پرورش خلاقیت، مسئولیتپذیری و مهارتهای زندگی در دانشآموزان بهطور محدود فراهم میشود. این شکاف پیامدهایی چون کاهش کیفیت یادگیری، فرسودگی شغلی معلمان و تضعیف عدالت آموزشی را در پی دارد. برای کاهش این فاصله، مقاله بر چهار محور کلیدی تأکید میکند: تقویت توانمندی و انگیزه معلمان، بومیسازی محتوا و روشهای تدریس، افزایش مشارکت خانوادهها و جامعه محلی، و بهبود زیرساختها و منابع آموزشی مدارس. نتیجهگیری پژوهش بیانگر آن است که تحقق واقعی برنامه درسی ملی تنها با توجه به واقعیتهای مدرسه و فراهمسازی شرایط اجرایی مناسب امکانپذیر است.
واژههای کلیدی: برنامه درسی ملی، مدارس ابتدایی، شکاف اجرا، کیفیت آموزش، عدالت آموزشی

این مقاله در هفتمین همایش پژوهش های علمی علوم اسلامی و انسانی در عصر نویـــن پذیرش قطعی قرار گرفته است. فایل کامل مقاله به زودی در همین پست قرار خواهد گرفت

حامیان و همکاران همایش
